ترجمه "Manufacturing" به فارسی

ساخت, ساخت, تولید بهترین ترجمه های "Manufacturing" به فارسی هستند.

Manufacturing
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساخت

    For all I know, you've manufactured this evidence.

    من ميتونم اينو به خودم بقبولونم ، شما اين مدرک رو ساخته باشيد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Manufacturing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

manufacturing adjective noun verb دستور زبان

The action of the verb to manufacture. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساخت

    noun

    industrial activity producing goods for sale using labor and machines

    For all I know, you've manufactured this evidence.

    من ميتونم اينو به خودم بقبولونم ، شما اين مدرک رو ساخته باشيد.

  • تولید

    noun

    She thought about his argument against manufacturing armaments.

    به مشاجرهی دیوید عیله تولید سلاح و مهمات اندیشید.

  • صنعتی

    adjective

    Now, in response to the needs of war, Atlanta had become a manufacturing center

    برای تأمین احتیاجات جبههها، آتلانتا یک شهر صنعتی شده بود.

  • کارخانه دار

    To be born the son of a Middlemarch manufacturer

    پسر یک کارخانه دار می دل مارچی به دنیا آمدن

عباراتی شبیه به "Manufacturing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Manufacturing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه