ترجمه "March" به فارسی

مارس, مارت, mārs بهترین ترجمه های "March" به فارسی هستند.

March proper noun دستور زبان

The third month of the Gregorian calendar, following February and preceding April. Abbreviation: Mar or Mar. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مارس

    proper

    third month of the Gregorian calendar

    There is a March wind blowing, and the sky is filled with heavy, black moving clouds.

    باد ماه مارس میوزد و همه جای آسمان را ابرهای سیاه و در حرکت گرفته.

  • مارت

    third month of the Gregorian calendar

  • mārs

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " March " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

march verb noun دستور زبان

A formal, rhythmic way of walking, used especially by soldiers, bands and in ceremonies. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مارش

    song in the genre of music written for marching [..]

    This march is the last figure of the reel, isn't it?

    این مارش مث این که آخرین قسمت رقصِ ماست، نه؟

  • راه پیمایی

    formal, rhythmic way of walking

    My brother's dead and you have me marching to the sea.

    برادر من مُرده و تو داری من رو محبور می کنی تا دریا راه پیمایی کنم

  • مارس

    proper

    The march afternoon was windy and cold

    در آن بعدازظهر ماه مارس، باد تندی میوزید و هوا بسیار سرد بود.

  • ترجمه های کمتر

    • رهروی
    • سرحد
    • راندن
    • هجوم بردن
    • دوری
    • پازدن
    • پیوستن
    • مرز
    • (با گام های موزون مانند سربازان در رژه حرکت کردن) قدم رو کردن
    • (در صف) پازدن
    • (موسیقی) مارش
    • (نادر) هم مرز بودن با
    • (پیوسته) پیش رفتن
    • باوقار و جلال راه رفتن
    • حاشیه گذاشتن
    • حرکت دایم 0
    • خود نمایی کردن
    • راه پیمایی کردن
    • رهروی کردن
    • رژه رفتن
    • سرزمین سرحدی (به ویژه اگر مورد منازعه باشد)
    • فاصله (که مقدار آن ذکر می شود)
    • قدم رو
    • ماه مارس
    • ماه مارچ (سومین ماه تقویم فرنگی) (مخفف : Mar یا Mr یا M)
    • متصل شدن
    • مجاور بودن
    • مماس بودن
    • موسیقی نظامی 1
    • نزدیک بودن
    • وادار به رفتن کردن
    • پیاده روی دراز و خسته کننده
    • پیاده روی و تظاهرات (سیاسی و غیره)
    • پیشرفت پیوسته
    • پیوسته بودن
    • گام نظامی
MArch noun

a degree granted for the successful completion of advanced study of architecture

+ اضافه کردن

"MArch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MArch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "March"

عباراتی شبیه به "March" با ترجمه به فارسی

  • مارکز
  • فردریک مارچ
  • (فرانسه) به قیمت خوب · ارزان · مناسب
  • حکم عزیمت · دستور رفتن · فرمان حرکت · فرمان های رژه
  • (موسیقی) آهنگ عزا (به ویژه مارش نظامی برای گام برداری آهسته در مراسم عزا) · آهنگ عزا
  • روان، پویان
  • آهنگ عزا
  • مارکز (ایتالیا)
اضافه کردن

ترجمه های "March" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه