ترجمه "Matrix" به فارسی

ماتریس, ماتریکس, رحم بهترین ترجمه های "Matrix" به فارسی هستند.

Matrix

A SmartArt graphic layout type that includes layouts designed to show how parts relate to a whole.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماتریس

    And by the matrix, I mean literally the matrix, like the movie "The Matrix."

    منظورم از ماتریس، همون فیلم ماتریسه. ولی من امروز اینجام که به شما امکان انتخاب بدم.

  • ماتریکس

    A SmartArt graphic layout type that includes layouts designed to show how parts relate to a whole.

    that makes The Matrix, the movie, look like a documentary.

    فیلمی همچون ماتریکس، مانند مستندی واقعی جلوه کند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Matrix " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

matrix noun دستور زبان

(now rare) The womb. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رحم

    noun
  • زهدان

    the divine matrix of compassion nourishes the entire existence.

    شفقت زهدان الهی کل موجود را تغذیه میکند .

  • ماتری

    math: rectangular arrangement of numbers or terms

  • ترجمه های کمتر

    • ماتریس
    • ماتريس
    • اصل
    • تپنگ
    • زاقدان
    • زادگاه
    • زاینده
    • مبدا
    • موجد
    • ریسک
    • سرچشمه
    • قالب
    • (الکترونیک : آمیختن چند پیام برای تسهیل در ضبط یا ارسال و جدا سازی آنها هنگام دریافت) شباک
    • (در اصل) زهدان
    • (دستور زبان) بند اصلی
    • (ریاضی) ماتریس
    • (زبانشناسی) جمله ی درونه دار
    • (زمین شناسی - سنگ یا خاک سفت که بلور یا ریگ یاسنگواره در آن جایگزین شده باشد) بوگان
    • (صفحه ی گرام و غیره) نسخه ی اصلی
    • (کالبد شناسی) بافت زایشی (که ناخن و دندان و غیره می سازد)
    • بوگان سنگ
    • جمله ی پایه
    • خمیره (زمینشناسی)
    • زایش گر
    • ماتریس تحویلشده سطری
    • ماده ی زایا(ماده ی ناجاندار مانند استخوان که یاخته های زنده در آن جایگزین شده اند)
    • نسخه ی مادر

عباراتی شبیه به "Matrix" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Matrix" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه