ترجمه "Monastery" به فارسی
صومعه, صومعه, دیر بهترین ترجمه های "Monastery" به فارسی هستند.
-
صومعه
nounBut all at once he turned too, and almost ran to the monastery.
اما ناگهان آلیوشا نیز به عقب بازگشت و شتابان راه صومعه را پیش گرفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Monastery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Place of residence for members of a religious community (especially monks). [..]
-
صومعه
nounplace of residence for members of a religious community [..]
But all at once he turned too, and almost ran to the monastery.
اما ناگهان آلیوشا نیز به عقب بازگشت و شتابان راه صومعه را پیش گرفت.
-
دیر
nounplace of residence for members of a religious community
and crowds were flocking from the town to the monastery.
عدهٔ بی شماری به طرف دیر روی آوردند.
-
خانقاه
nounAfter living in a monastery for 15 years...
بعد از 15 سال زندگی در یه خانقاه...
-
ترجمه های کمتر
- دیرنشینان
- رهبانگاه
- میاسطو
- خانگاه (خانقاه)
- ساکنان صومعه
تصاویر با "Monastery"
عباراتی شبیه به "Monastery" با ترجمه به فارسی
-
معبد شائولین