ترجمه "monastic" به فارسی
راهب, رهبانی, دیرانی بهترین ترجمه های "monastic" به فارسی هستند.
monastic
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to monasteries or monks. [..]
-
راهب
noun -
رهبانی
nounThe monastic orders gladly accept this heavy peasant earthenware
نظامات رهبانی با رضای خاطر، این سفال سنگین روستایی را
-
دیرانی
-
ترجمه های کمتر
- دیرنشین
- رهبانى
- تارک دنیا
- دیر مانند
- راهب مانند (monastical هم می گویند)
- وابسته به یا همانند راهبان
- وابسته به یا همانند صومعه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monastic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "monastic" با ترجمه به فارسی
-
با رهبانیت · بشیوه راهبان · راهیانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن