ترجمه "Mormon" به فارسی

مورمون, مورمون, عضو کلیسای مورمون بهترین ترجمه های "Mormon" به فارسی هستند.

Mormon adjective noun proper دستور زبان

The ancient American prophet of Mormon theology who compiled the Book of Mormon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورمون

    ancient prophet

    Each morning, my mother read the Book of Mormon to us during breakfast.

    هر روز صبح، مادرم موقع خوردن صبحانه کتاب مورمون را برای ما می خواند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mormon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mormon
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورمون

    Each morning, my mother read the Book of Mormon to us during breakfast.

    هر روز صبح، مادرم موقع خوردن صبحانه کتاب مورمون را برای ما می خواند.

  • عضو کلیسای مورمون

  • وابسته به کلیسای مورمون و مورمون ها

  • کلیسای مورمون (نام کامل : Mormon Church یاthe Church of Jesus Christ of Latter-day Saints)

عباراتی شبیه به "Mormon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Mormon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه