ترجمه "Mutual" به فارسی

دوجانبه، دوطرفه, متقابل, مشترک بهترین ترجمه های "Mutual" به فارسی هستند.

Mutual
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوجانبه، دوطرفه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mutual " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mutual adjective noun دستور زبان

Having the same relationship, each to each other. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متقابل

    But Christophe profited the more by this mutual perception.

    ولی از این نفوذ متقابل جانها به ویژه کریستف سود میبرد.

  • مشترک

    adjective

    We do seem to share a mutual interest.

    ظاهراً جفتمون برای تقسیم یه انگیزه مشترک کار میکنیم.

  • دوسویه

    To help us kick the life back to a dying mutual friend

    تا به ما کمک کند برای مرگ این دوستی دوسویه ، پشت پا زنیم به زندگی

  • ترجمه های کمتر

    • دوسره
    • دوسویی
    • هموند
    • مشاع
    • انباز
    • (نوعی شرکت بیمه که مشتریان مدیران را انتخاب می کنند و در سود شریکند و غیره) بیمه ی تعاونی
    • بیمه ی همیاری
    • دو جانبه
    • دو طرفه
    • دوطرفه احترام متقابل

عباراتی شبیه به "Mutual" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Mutual" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه