ترجمه "Napoleon" به فارسی

ناپلئون, ناپلئون, (شیرینی پزی) شیرینی لایه لایه و پف کرده بهترین ترجمه های "Napoleon" به فارسی هستند.

Napoleon noun proper دستور زبان

(uncountable) The card game nap [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپلئون

    proper

    Napoleon Bonaparte

    Napoleon paced to and fro in silence, occasionally snuffing at the ground.

    ناپلئون که لام تا کام نمیگفت مرتب پس و پیش میرفت و گاهی اوقات زمین را بو میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Napoleon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

napoleon noun دستور زبان

a gold coin worth twenty francs issued by Napoleon I; a twenty-franc coin [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپلئون

    noun

    napoleon isolates himself on the tiny island of saint helena

    ناپلئون خودش را به يك جزيره كوچك از سن هلنا تبعيد كرد

  • (شیرینی پزی) شیرینی لایه لایه و پف کرده

  • (پیشترها) سکه ی طلای فرانسوی (برابر با 02 فرانک)

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به Napoleon و Bonaparte
    • نوعی بازی با ورق
    • چکمه پاشنه بلند

عباراتی شبیه به "Napoleon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Napoleon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه