ترجمه "Nice" به فارسی
نیس, ناز, خوب بهترین ترجمه های "Nice" به فارسی هستند.
A city in southeast France on the coast of the Mediterranean Sea, capital of the department of Alpes-Maritimes. [..]
-
نیس
propercity in France
The Air France flight to Nice was uneventful.
پرواز ایر فرانس به سوی نیس بدون واقعه مهمی سپری شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Nice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(obsolete) Silly, ignorant; foolish. [14th-17th c.] [..]
-
ناز
noun adjectiveattractive [..]
I was sad to find out that you have a nice little French girlfriend.
خيلي ناراحت شدم وقتي فهميدم يه دوست دختر کوچولوي ناز فرانسوي داري.
-
خوب
adjective"What a nice surprise," Tom said as he opened the door and saw Mary standing there.
«خوب غافلگیرم کردی.» تام این را هنگامی گفت که در را باز کرد و دید ماری آنجا ایستاده است.
-
خوشمزه
adjectivehaving a pleasant taste or aroma
He would say that about a nice meal.
اون در مورد يه غذاي خوشمزه هم همين چيزا رو مي گه!
-
ترجمه های کمتر
- دلپذیر
- خوشبو
- پسندیده
- زيبا
- دلپذير
- خوشايند
- قشنگ
- عالی
- مودب
- نیس
- نازنین
- مودبانه
- معرکه
- نجیب
- ظریف
- محترم
- جذاب
- لطیف
- لذیذ
- دقیق
- حساس
- باادب
- دیرخشنود
- ریزسنج
- فرهیخته
- متوافق
- پرمهارت
- پرناز
- مویین
- کمرو
- متعارف
- موشکاف
- متواضع
- گیرا
- ابله
- ناخوشایند
- احمق
- موافق
- (رفتار و اخلاق) پرملاحظه
- (شخص یا ابزار) پردقت
- (عامیانه) به طور خوشایند
- (مهجور) خجالتی
- (مهجور) نادان
- (واژه ی کلی که برای بیان خشنودی به کار می رود) خوشایند
- (کنایه وار) بد
- آدم خوب
- آگاه به تفاوت های اندک
- با ادب
- با خوش سلیقگی
- با فرهنگ
- با معرفت
- با وجدان
- باریک بین
- به خوبی
- شهر نیس (در جنوب شرقی فرانسه)
- طبق رسوم و سنت ها
- محتاط و پیش اندیش
- مشکل پسند
- ملاحظه کار
- موی بین
- موی سنج
- پر ظرافت
Initialism of [i]National Institute for Health and Care Excellence[/i].
"NICE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NICE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Nice"
عباراتی شبیه به "Nice" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) آدم زاهد ماب · آدم متظاهر · آدم وانمودگر · جانماز آبکش
-
خوبی · دقت · زیرکی · ظرافت · قشنگی
-
چقدر خوب است بالاخره شما را ملاقات کردم.
-
واقعا لطف میکنی
-
خوب, از ملاقات شما خوشحال شدم
-
نوش جان
-
ازروی باریک بینی · بادقت · بخوبی · بطور رضایت بخش · خوب · نکته باريک