ترجمه "nicely" به فارسی

خوب, بادقت, بخوبی بهترین ترجمه های "nicely" به فارسی هستند.

nicely adverb دستور زبان

(obsolete) Fastidiously; carefully. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوب

    adjective adverb

    "What a nice surprise," Tom said as he opened the door and saw Mary standing there.

    «خوب غافلگیرم کردی.» تام این را هنگامی گفت که در را باز کرد و دید ماری آنجا ایستاده است.

  • بادقت

    okay, reel him in slow. nice and slow. hold him

    خوبهآروم بچرخونشآروم و بادقت نگهش دار

  • بخوبی

  • ترجمه های کمتر

    • ازروی باریک بینی
    • بطور رضایت بخش
    • نکته باريک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nicely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nicely" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا) آدم زاهد ماب · آدم متظاهر · آدم وانمودگر · جانماز آبکش
  • (رفتار و اخلاق) پرملاحظه · (شخص یا ابزار) پردقت · (عامیانه) به طور خوشایند · (مهجور) خجالتی · (مهجور) نادان · (واژه ی کلی که برای بیان خشنودی به کار می رود) خوشایند · (کنایه وار) بد · آدم خوب · آگاه به تفاوت های اندک · ابله · احمق · با ادب · با خوش سلیقگی · با فرهنگ · با معرفت · با وجدان · باادب · باریک بین · به خوبی · جذاب · حساس · خوب · خوشايند · خوشبو · خوشمزه · دقیق · دلپذير · دلپذیر · دیرخشنود · ریزسنج · زيبا · شهر نیس (در جنوب شرقی فرانسه) · طبق رسوم و سنت ها · ظریف · عالی · فرهیخته · قشنگ · لذیذ · لطیف · متعارف · متواضع · متوافق · محتاط و پیش اندیش · محترم · مشکل پسند · معرکه · ملاحظه کار · موافق · مودب · مودبانه · موشکاف · موی بین · موی سنج · مویین · ناخوشایند · ناز · نازنین · نجیب · نیس · پر ظرافت · پرمهارت · پرناز · پسندیده · کمرو · گیرا
  • نیس
  • خوبی · دقت · زیرکی · ظرافت · قشنگی
  • چقدر خوب است بالاخره شما را ملاقات کردم.
  • واقعا لطف میکنی
  • خوب, از ملاقات شما خوشحال شدم
  • نوش جان
اضافه کردن

ترجمه های "nicely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه