ترجمه "niche" به فارسی

طاقچه, تاقچه, کنام بهترین ترجمه های "niche" به فارسی هستند.

niche verb noun دستور زبان

(architecture) A cavity, hollow, or recess, generally within the thickness of a wall, for a statue, bust, or other erect ornament. Hence, any similar position, literal or figurative. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طاقچه

    noun

    cavity, hollow, or recess

    upformed a square niche full of stones which

    یک نوع طاقچه مربع میساخت که پر از سنگ بود

  • تاقچه

  • کنام

  • ترجمه های کمتر

    • نیچ، آشیانه
    • کنج
    • سرکنج
    • کاودیوار
    • (زیست بوم شناسی - نقش هر سازواره یا موجود در محیط خود به ویژه در زنجیره ی خوراکی آن) پرگیر کنش
    • (معماری) فرورفتگی دیوار (که در آن مجسمه و غیره می گذارند)
    • تو رفتگی دیوار
    • جای مناسب
    • در تاقچه یا کنج قرار دادن
    • در جای مناسب گذاشتن
    • محل دنج
    • مستقر کردن
    • مقام سزاوار
    • موقعیت خوب
    • وضع خوشایند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " niche " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "niche" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "niche" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه