ترجمه "nick" به فارسی

شکاف, بریدگی, خراش بهترین ترجمه های "nick" به فارسی هستند.

nick verb noun دستور زبان

A particular point or place considered as marked by a nick; the exact point or critical moment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکاف

    noun

    I'm gonna make a tiny nick in your forearm, okay?

    ميخوام يک شکاف کوچيک روي ساعدت بدم ، باشه ؟

  • بریدگی

  • خراش

    If the artery gets nicked, how long do I have?

    اگه رگ خراش برداره چقدر وقت دارم ؟

  • ترجمه های کمتر

    • دندانه
    • چاک
    • خط
    • بالاکشیدن
    • توانداختن
    • قری
    • هلفدانی
    • تماس
    • (انگلیس - خودمانی) بازداشت کردن
    • (انگلیس - خودمانی) دزدیدن
    • (انگلیس - خودمانی) زندان
    • (خودمانی) جریمه کردن
    • (دندانه ی کوچکی که با چاقو روی چوب خط ایجاد می کنند و هر چیز شبیه آن) دندانه
    • (فلز) تورفتگی
    • (چوب خط را) خط انداختن
    • (چینی وشیشه) پریدگی
    • بلند کردن
    • به طور سطحی اصابت کردن
    • به موقع زدن یا گرفتن
    • تقلب کردن
    • توقیف کردن
    • تیغ زدن
    • حدس دقیق زدن
    • خراش دادن
    • دندانه دار کردن
    • زخم سطحی ایجاد کردن
    • شکافدار کردن
    • لب پریده کردن
    • لب پریدگی
    • مجنون کردن
    • چاکدار کردن
    • کش رفتن
    • گران فروختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nick " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nick proper

A diminutive of the male given name Nicholas. [..]

+ اضافه کردن

"Nick" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nick در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "nick" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nick" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه