ترجمه "Nor" به فارسی

نه, شمال, نروژی بهترین ترجمه های "Nor" به فارسی هستند.

Nor

ترجمه خودکار " Nor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"Nor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ترجمه با املای جایگزین

nor conjunction noun دستور زبان

A function word introducing each except the first term or series, indicating none of them is true [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نه

    numeral adverb

    As yet, she cannot even be certain of the degree of her own regard nor of its reasonableness.

    درعـینحال، خودش هم مطمئن نیستکه چهقدر علاقه دارد، و اصلا عاقلانه است یا نه.

  • شمال

    noun

    Make a heading west, nor-west to intercept her.

    از شمال غربی بهش نزدیک میشیم تا جلوش رو بگیریم

  • نروژی

  • ترجمه های کمتر

    • نورمان
    • نروژ
    • (شاعرانه) نه ...و نه
    • (محلی) رجوع شود به than
    • (پس از neither یا not یا no یا never) و نه
    • نه هم
    • هم نه
    • همچنین نه
NOR noun دستور زبان

A binary operator composite of NOT OR; negation of OR function. [..]

+ اضافه کردن

"NOR" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NOR در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Nor" با ترجمه به فارسی

  • عادی · نرمال · وابسته به ترکیبی که یک بنیان کم دارد (معمولا methyl) · پیشوند: (شیمی)
  • درک کردن
  • نور هاچن
اضافه کردن

ترجمه های "Nor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه