ترجمه "Now" به فارسی

باری، القصه، به هر حال، به هرجهت، بالاخره, اکنون, حالا بهترین ترجمه های "Now" به فارسی هستند.

Now

Now, Voyager

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باری، القصه، به هر حال، به هرجهت، بالاخره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Now " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

now verb noun adverb دستور زبان

At the time reached within a narration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اکنون

    adverb

    at the present time

    When I was a child, our house seemed bigger than now.

    هنگامی که بچه بودم، خانه مان بزرگ تر از اکنون به نظر می رسید.

  • حالا

    adverb

    at the present time

    That was the P-wave just now. The S-wave is coming.

    این حالا پیش لرزه بود لرزه اصلی هم میاد

  • الان

    adverb

    at the present time [..]

    If he wanted to get to London today, he should leave now.

    اگر بخواهد امروز به لندن برسد، باید همین الان برود.

  • ترجمه های کمتر

    • ایدون
    • حال
    • دیگه
    • گاهی
    • امروزه
    • دمی، یک دم، یک لحظه
    • فعلأ،
    • کنونی
    • آنگاه
    • هان
    • aknun
    • alân
    • hala
    • ایدر
    • حالیا
    • برخی
    • (به نشان رفتن از یک نکته به نکته ی جدید یا برای تاکید) خاطر نشان می شود
    • (در بیان درخواست یا امر یا پند) خوب
    • (معمولا با: that) حال که
    • از آنجایی که
    • از اکنون
    • از این
    • از حال
    • اکنون که
    • این روزها
    • باید توجه داشت که
    • در آن هنگام
    • رایج 0
    • زمان حال
    • مربوط به حال
    • هم اکنون
    • همین الان
    • همین حالا
    • پس حالا
    • چند لحظه پیش
NOW Acronym

National Organization for Women

+ اضافه کردن

"NOW" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NOW در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Now" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Now" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه