ترجمه "now now" به فارسی
آهای ترجمه "now now" به فارسی است.
now now
interjection
adverb
Alternative spelling of [i]now, now[/i] [..]
-
آهای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " now now " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "now now" با ترجمه به فارسی
-
در حال پخش
-
گهگاه
-
کودکان مقدمند
-
اتصال Windows هم اکنون
-
حالا راستشو بگو
-
(به نشان رفتن از یک نکته به نکته ی جدید یا برای تاکید) خاطر نشان می شود · (در بیان درخواست یا امر یا پند) خوب · (معمولا با: that) حال که · aknun · alân · hala · آنگاه · از آنجایی که · از اکنون · از این · از حال · الان · امروزه · اکنون · اکنون که · ایدر · ایدون · این روزها · باید توجه داشت که · برخی · حال · حالا · حالیا · در آن هنگام · دمی، یک دم، یک لحظه · دیگه · رایج 0 · زمان حال · فعلأ، · مربوط به حال · هان · هم اکنون · همین الان · همین حالا · پس حالا · چند لحظه پیش · کنونی · گاهی
-
باری، القصه، به هر حال، به هرجهت، بالاخره
-
اینک آخرالزمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن