ترجمه "Old" به فارسی
قدیمی, کهنه, پیر بهترین ترجمه های "Old" به فارسی هستند.
of a very early stage in development; "Old English is also called Anglo Saxon"; "Old High German is High German from the middle of the 9th to the end of the 11th century"
ترجمه خودکار " Old " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
"Old" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Old در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
ترجمه با املای جایگزین
Familiar. [..]
-
قدیمی
adjectiveformer [..]
We walked along the busy street, singing old songs.
در حالی که در خیابان های شلوغ قدم می زدیم، آوازهای قدیمی را می خواندیم.
-
کهنه
adjective(of an item) used, not new [..]
My bag is too old. I must buy a new one.
کیف من کهنه است. من باید یکی نو بخرم.
-
پیر
adjectiveof a living being: having lived for relatively many years
His wife was old but he loved her.
همسرش پیر بود اما عاشقش بود.
-
ترجمه های کمتر
- پیشین
- مسن
- دیرین
- کهن
- سابق
- قبلی
- کهنسال
- ساله
- باستانی
- سالخورده
- فرسوده
- قدیم
- گذشته
- دیرین (یار دیرین، دوست دیرین)
- kohne
- سال
- سالمند
- باستان
- فرتوت
- دیرینه
- ارشد
- قراضه
- عتیق
- عاقل
- زپرتی
- pir
- مجرب
- اسبق
- باخرد
- لکنته
- کاهل
- کلانسال
- (زمین شناسی - کوه و رودخانه و غیره) فرسوده
- (عامیانه) برای تاکید پیش از صفت های خوش تداعی به کار می رود
- (عامیانه) عزیز
- (معمولا O بزرگ - زبان) کهن
- - ساله
- از مدت ها پیش
- از کار افتاده
- با تجربه
- بزرگتر
- دارای سن بخصوص
- دنیا دیده
- زوار در رفته
- سابقه دار
- فرو ریخته
- قدیمی 0
- قدیمی 2
- پیر - 3
- کار آزموده
- کار کشته
- کهنه کار
- گرامی 1
تصاویر با "Old"
عباراتی شبیه به "Old" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) رودخانه ی می سی سی پی
-
رجوع شود به Paleolithic
-
کشوری برای پیرمردها نیست
-
(زبان شناسی) پارسی کهن (قدیمی ترین زبان فارسی که از سده ی هفتم تا چهارم پیش از میلاد در فلات ایران رواج داشته) · Kasra · kasra · فارسی باستان · فارسی قدیم
-
از مد افتاده