ترجمه "Operating system" به فارسی

سیستم عامل, سیستم عامل, سیستمعامل بهترین ترجمه های "Operating system" به فارسی هستند.

Operating system
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیستم عامل

    noun

    Enter the partition containing the operating system you 'd like to boot here

    افرازی که شامل سیستم عامل مورد علاقۀ شما برای راه‌اندازی است را اینجا وارد کنید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Operating system " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

operating system noun دستور زبان

(software) Software that controls the allocation and usage of hardware resources such as memory, CPU time, disk space, and input and output devices. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیستم عامل

    noun

    software which controls computer [..]

    Enter the partition containing the operating system you 'd like to boot here

    افرازی که شامل سیستم عامل مورد علاقۀ شما برای راه‌اندازی است را اینجا وارد کنید

  • سیستمعامل

    مجموعه نرمافزارهائی که منابع یک سیستم را مدیریت میکنند

    like somebody with a bad user interface but a great operating system."

    مثل کسی که رابط کاربریاش بد است اما سیستمعامل فوق العادهای دارد.»

عباراتی شبیه به "Operating system" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Operating system" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه