ترجمه "Original" به فارسی
اصل – اولیه, اصلی, اریژینال بهترین ترجمه های "Original" به فارسی هستند.
Original
-
اصل – اولیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Original " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
original
adjective
noun
دستور زبان
(not comparable) First in a series or copies/versions [..]
-
اصلی
noun adjectivefirst in a series
I'm afraid that in my translation, part of the original meaning has been lost.
می ترسم، که در ترجمه من بخشی از معنی متن اصلی از دست رفته باشد.
-
اریژینال
first in a series
-
اصل
adjective nounThe cinema originally belonged to my aunt and uncle.
در اصل سينما به عمو و عمه ام تعلق داشت.
-
ترجمه های کمتر
- منبع
- اولیه
- اصیل
- نخستین
- مبتکر
- بدیع
- مبتکرانه
- نوین
- آغازین
- تازه
- خلاق
- ابتکارآمیز
- نوآور
- نوآیند
- (قدیمی) آدم عجیب و غریب
- آدم خل
- اصلي
- با تبار
- نمونه اولیه
تصاویر با "Original"
عباراتی شبیه به "Original" با ترجمه به فارسی
-
تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
-
زادگاه · زادگاه جغرافيايي · مبدأ · منشا جغرافيايي
-
تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
-
(بازرگانی) گواهی مبدا (سندی که از سوی صادر کننده ی کالا به دولت های ذینفع داده می شود و در آن مقدار و نوع و مبدا کالا ذکرمی گردد) · گواهی مبدا
-
دامخوراکهای با منشاء جانوری
-
دفتر ثبت اولیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن