ترجمه "Outline" به فارسی
اهم, طرح کلی, خلاصه بهترین ترجمه های "Outline" به فارسی هستند.
-
اهم
a description of the main facts or points involved in something
outline of duties and responsibilities
اهم وظایف و مسئولیت ها
-
طرح کلی
NASA even has the outline of a plan.
حتی ناسا یک طرح کلی از برنامه آن را داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Outline " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A line marking the boundary of an object figure. [..]
-
خلاصه
When considering paragraph 1, briefly outline the contents of the brochure.
هنگامی که بند ۱ را بررسی میکنید به طور خلاصه به نکات اصلی بروشور اشاره نمایید.
-
طرح
nounAs we ran towards it the vague outline hardened into a definite shape.
آن طرح مبهم در همان حال که به سویش میدویدیم شکل مشخصی به خود گرفت.
-
طرح کلی
nounNASA even has the outline of a plan.
حتی ناسا یک طرح کلی از برنامه آن را داشت.
-
ترجمه های کمتر
- سرجستار
- سرمطلب
- پیراخط
- کوتهواره
- اجمال
- دور تا دور
- لبه
- مجمل
- الگو
- مدل
- (خطی که شکل چیزی را بدون سایه روشن یا جزئیات نشان می دهد) برون نما
- برون خط
- برون خط کشیدن
- برون دیس
- برون نما
- برون نما کردن
- ترسیم خط
- خطوط اصلي
- خطوط خارجی
- خطوط خارجی چیزی را رسم کردن
- خلاصه کردن
- رئوس مطالب
- شکل بیرونی
- مبهم کردن
- نقشه ی کلی (بدون جزئیات)
- نمای بیرونی
- چکیده مطلب
- کوته وار کردن
عباراتی شبیه به "Outline" با ترجمه به فارسی
-
کرههای زمین
-
روابط اجتماعی
-
نماد برون نما
-
طرح کلی داده ها
-
سطح برون نما
-
طرح ريزي شده
-
فهرست عنوانهای ستارهشناسی
-
طرح کلی لیبرترینیسم