ترجمه "outlet" به فارسی
پریز, مخرج, بازار بهترین ترجمه های "outlet" به فارسی هستند.
outlet
noun
دستور زبان
a vent or similar passage to allow the escape of something [..]
-
پریز
nounHe's probably got his tongue in an outlet by now.
فکر کنم الان لیام زبونشو کرده باشه توی پریز برق
-
مخرج
nounJean Valjean reached the outlet.
ژان وال ژان به مخرج رسید.
-
بازار
nounThat was cool because then I had retail outlets.
عالی بود چون بازار فروش خرده فروشی داشتم.
-
ترجمه های کمتر
- مفر
- خروجى
- رانشگاه
- دررو
- منفذ
- (انتهای کوچه یا خیابان که به کوچه یا خیابان دیگری منتهی می شود) در رو
- (برق) خروجی
- (مجازی) وسیله ی بیان یا ارضا
- برون رو
- راه خروج
- راه نجات
- رها راه
- فروشگاه (به ویژه اگر عمده فروش باشد یا کالای تولید کننده ی خاصی را بفروشد)
- محل عرضه کالا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outlet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "outlet"
عباراتی شبیه به "outlet" با ترجمه به فارسی
-
زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي · زهكشي طولي · شبکههای زهکشی
-
خروجى جزئي · دکان · مغازه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن