ترجمه "Perimeter" به فارسی

محوطه, محیط, پیرامون بهترین ترجمه های "Perimeter" به فارسی هستند.

Perimeter
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محوطه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Perimeter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

perimeter noun دستور زبان

(mathematics) The sum of the distance of all the lengths of the sides of an object. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محیط

    noun

    path that surrounds an area

    I've got strong winds at the outer perimeter.

    من باد قوی ای در محیط بیرونی دارم.

  • پیرامون

    noun

    And I became obsessed with this idea of blurring the perimeter of the body,

    ومن بشدت علاقه مند این ایده شدم که پیرامون بدن را درهم برهم کنم،

  • دور

    adjective noun adverb

    ask her what's visible in the event perimeter

    ازش بپرس دور و برش چه چيزايي هست

  • ترجمه های کمتر

    • پيرامون
    • دورتادور
    • محیطی
    • پرگیر
    • پرگیری
    • پیرامونی
    • دورادور
    • جوانب
    • (نظامی) مرز پدافندی
    • (پزشکی) تورینه سنج
    • اطراف
    • حد برونی
    • دستگاه سنجش شبکیه
    • محدوده ی دفاعی

تصاویر با "Perimeter"

عباراتی شبیه به "Perimeter" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Perimeter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه