ترجمه "perimetric" به فارسی
پیرامونی, مرزی, وابسته به تورینه سنجی (perimetrical هم می گویند) بهترین ترجمه های "perimetric" به فارسی هستند.
perimetric
adjective
دستور زبان
of, relating to or having a perimeter [..]
-
پیرامونی
-
مرزی
-
وابسته به تورینه سنجی (perimetrical هم می گویند)
-
وابسته به پیرامون یا مرز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perimetric " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن