ترجمه "Physical" به فارسی

فیزیکی, جسمی, فیزیکی بهترین ترجمه های "Physical" به فارسی هستند.

Physical
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیزیکی

    adjective

    Fortunately our physical weakness was not such as to demand this.

    خوشبختانه ضعف و ناتوانی فیزیکی ما طوری نبود که چنین استراتژیای را پیش گیریم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Physical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

physical adjective noun دستور زبان

Having to do with the body. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جسمی

    They know mental as well as physical suffering.

    اونها رنج روحی رو هم مثل رنج جسمی میشناسن.

  • فیزیکی

    adjective

    Fortunately our physical weakness was not such as to demand this.

    خوشبختانه ضعف و ناتوانی فیزیکی ما طوری نبود که چنین استراتژیای را پیش گیریم.

  • بدنی

    Pottpetschmidt found in it the pleasure of tickled vanity and physical exercise.

    پوت پتشمیدت هم در آن لذت خودنمائی و ورزش بدنی مییافت.

  • ترجمه های کمتر

    • مادی
    • واقعی
    • عینی
    • جنسی
    • قلدرانه
    • شهوانی
    • خشن
    • علمی
    • تنی
    • خیمی
    • چهری
    • قلدر
    • جسمانی (در برابر: فکری یا روحی)
    • معاینه ی پزشکی (physical examination هم می گویند)
    • وابسته به علم فیزیک
    • وابسته به علوم طبیعی
    • پر خشونت

عباراتی شبیه به "Physical" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Physical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه