ترجمه "physic" به فارسی
طب, فیزیک, دارو بهترین ترجمه های "physic" به فارسی هستند.
physic
adjective
verb
noun
دستور زبان
(countable) A medicine or drug, especially a cathartic or purgative. [..]
-
طب
nounthere I studied physic two years and seven months.
دو سال و هفت ماه در آنجا بودم و علم طب میخواندم.
-
فیزیک
nounTwo Iranian professors of physics were assassinated.
دو پروفسور فیزیک ایرانی ترور شدند.
-
دارو
nounThe next day Mr. Gambit was told that Lydgate went about saying physic was of no use.
روز بعد دکتر گام بیت شنیده که لا ید گیت میگوید دارو فایده ندارد.
-
ترجمه های کمتر
- مسهل
- کارکن
- درمانگری
- پاکساز
- (قدیمی) پزشکی
- (نادر) رجوع شود به physics
- دارو دادن
- درمان کردن
- دوا (به ویژه ملین یا مسهل)
- مسهل دادن
- معالجه کردن
- کارکن دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " physic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Physic
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Physic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Physic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "physic" با ترجمه به فارسی
-
کارخانه پیدا
-
بچه قشنگ · نفس اماره
-
کاهش در خدمات فیزیکی
-
توري · حذف گیاه بیمار · كيسهكردن · کنترل فیزیکی
-
فیزیک کلاسیک
-
ییاپرس ینامرد شزرو سیورس
-
علوم مهندسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن