ترجمه "Poll" به فارسی

بررسی کردن, سر, سرانه بهترین ترجمه های "Poll" به فارسی هستند.

Poll proper

A diminutive of the female given name Mary. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بررسی کردن

    Financial Times polls global youth attitudes,

    در نظر سنجی فایننشال تایمز که نگرش جهانی جوانان را بررسی کرده،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Poll " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

poll verb noun adjective دستور زبان

An election or a survey of a particular group. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سر

    noun

    'Cause I want to take a poll, that makes me a baby?

    چون به زور سر حرفم موندم ، اين باعث ميشه من بچه باشم ؟

  • سرانه

  • زلف

  • ترجمه های کمتر

    • قفا
    • بریدن
    • مغز
    • کله
    • زدن
    • (انتخابات) رای گیری
    • (بخش سر پهن چیزی مانند تیشه یا تبر یا چکش) پهن سر 0
    • (رای) آوردن یا داشتن 5
    • (قدیمی) جمجمه
    • (قدیمی) رجوع شود به crown
    • (مهجور) سرشماری کردن
    • (کاشانی) گرم (nape هم می گویند)
    • اخذ رای
    • بر شمردن 4
    • تعداد آرا
    • دوران انتخابات
    • رای جویی
    • رای دادن
    • رای شماری کردن 2
    • رای گرفتن
    • رجوع شود به poll tax
    • زمان رای گیری
    • سر (به ویژه تارک سر یا کاکل سر)
    • سنجش افکار عمومی
    • شمارش آرا
    • قطع کردن
    • مجموع آرا
    • محل اخذ رای
    • محل صندوق آرا
    • نظر خواهی
    • نظر خواهی از هر یک از اعضای هیات داوران دادگاه 3
    • نظر خواهی عمومی کردن
    • نظر سنجی
    • نظر سنجی کردن
    • نظر پرسی
    • نظر پرسی کردن 6
    • هر نفر
    • پس گردن
    • کوتاه کردن 1

تصاویر با "Poll"

عباراتی شبیه به "Poll" با ترجمه به فارسی

  • برخه پرسی (پرسش از برخی کسانی که از محل اخذ رای بیرون می آیند در مورد رای آنها برله یا علیه نامزد یا لایحه ی بخصوصی)
  • رای جویی
  • گاو سرخ فام (انواع گاوهای گوشتی و شیری که اصل آنها از انگلیس است)
  • (بز و گاو غیره) بی شاخ · (گوسفند و غیره) پشم چیده · بی پشم · شاخ بریده · پشم تراشیده
  • رای جویی · نظرسنجی
  • رای گیری · سرشماری · شاخبری · نمونه برداری
  • مالیات سرانه
  • پشتوانه، سرمایه بانک
اضافه کردن

ترجمه های "Poll" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه