ترجمه "polling" به فارسی
رای گیری, سرشماری, شاخبری بهترین ترجمه های "polling" به فارسی هستند.
polling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of poll. [..]
-
رای گیری
National polling told us that men felt indicted
رای گیری ملی به ما گفت که مردان احساس متهم شدن می کنند
-
سرشماری
we poll the American population.
از جمعیت امریکا سرشماری کردیم.
-
شاخبری
-
نمونه برداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "polling" با ترجمه به فارسی
-
برخه پرسی (پرسش از برخی کسانی که از محل اخذ رای بیرون می آیند در مورد رای آنها برله یا علیه نامزد یا لایحه ی بخصوصی)
-
بررسی کردن
-
رای جویی
-
گاو سرخ فام (انواع گاوهای گوشتی و شیری که اصل آنها از انگلیس است)
-
(انتخابات) رای گیری · (بخش سر پهن چیزی مانند تیشه یا تبر یا چکش) پهن سر 0 · (رای) آوردن یا داشتن 5 · (قدیمی) جمجمه · (قدیمی) رجوع شود به crown · (مهجور) سرشماری کردن · (کاشانی) گرم (nape هم می گویند) · اخذ رای · بر شمردن 4 · بریدن · تعداد آرا · دوران انتخابات · رای جویی · رای دادن · رای شماری کردن 2 · رای گرفتن · رجوع شود به poll tax · زدن · زلف · زمان رای گیری · سر · سر (به ویژه تارک سر یا کاکل سر) · سرانه · سنجش افکار عمومی · شمارش آرا · قطع کردن · قفا · مجموع آرا · محل اخذ رای · محل صندوق آرا · مغز · نظر خواهی · نظر خواهی از هر یک از اعضای هیات داوران دادگاه 3 · نظر خواهی عمومی کردن · نظر سنجی · نظر سنجی کردن · نظر پرسی · نظر پرسی کردن 6 · هر نفر · پس گردن · کله · کوتاه کردن 1
-
(بز و گاو غیره) بی شاخ · (گوسفند و غیره) پشم چیده · بی پشم · شاخ بریده · پشم تراشیده
-
رای جویی · نظرسنجی
-
مالیات سرانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن