ترجمه "Postulate" به فارسی

فرض کردن, تقاضا, فرض بهترین ترجمه های "Postulate" به فارسی هستند.

Postulate
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرض کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Postulate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

postulate adjective verb noun دستور زبان

Something assumed without proof as being self-evident or generally accepted, especially when used as a basis for an argument. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقاضا

  • فرض

    adjective noun
  • اصل

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • ادعا
    • بنداشت
    • امرمسلم
    • بنشت
    • پذیره
    • لازمه
    • (قضیه) حکم
    • ادعا کردن
    • اصل قرار دادن
    • اصل موضوع
    • ایجاب کردن
    • بدیهی پنداشتن
    • بن انگاره
    • بنداشت کردن
    • داعیه داشتن
    • شرط لازم
    • فرض مسلم
    • مبنا قرار دادن
    • مستلزم بودن
    • مسلم فرض کردن
    • مطالبه کردن
    • نیازمند بودن
    • پیش برنهش
    • پیش نیاز
    • پیش گزارده
    • چیز بدیهی

عباراتی شبیه به "Postulate" با ترجمه به فارسی

  • اصل پنجم اقلیدس
  • فرض بنیادی دوره حسابداری
  • فرض مسلم شخصیت – فرض بنیادی شخصیت جداگانه
  • مفروضات بنیادی حسابداری
  • (کلیسای کاتولیک) مطرانی که پیشنهاد مقدس سازی کسی را مطرح و از آن دفاع می کند · کسی که استدلال بنداشتی می کند (رجوع شود به postulate)
  • مفروضات موضوعه حسابداری،فرضیات بنیادین حسابداری
  • اسناد · تظلم · دادخواست · عریضه · فرض · مسلم گیری
  • (نهادهای مذهبی) داوطلب ورود
اضافه کردن

ترجمه های "Postulate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه