ترجمه "posture" به فارسی
حالت, وضع, نهش بهترین ترجمه های "posture" به فارسی هستند.
posture
verb
noun
دستور زبان
The way a person holds and positions their body. [..]
-
حالت
nounI had to concentrate for a moment to keep my relaxed posture.
باید برای لحظهای تمرکز میکردم تا حالت بی خیالم را حفظ کنم.
-
وضع
nounI was struck with the singular posture he maintained.
من از وضع خاصی که به خود گرفته بود مبهوت شدم.
-
نهش
-
ترجمه های کمتر
- ژست
- اداواطفار
- پز
- نگرش
- گرایش
- ادا و اطوار در آوردن
- اندام نهش
- در وضع یا حالت خاصی قرار دادن
- طرز تفکر
- طرز قرار گیری بدن هنگام نشستن یا ایستادن
- قیافه گرفتن
- قیافه گیری
- نهش کردن
- وضع فکری
- ژست گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " posture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Posture
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Posture" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Posture در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "posture"
عباراتی شبیه به "posture" با ترجمه به فارسی
-
مربوط به وضع یا حالت چیزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن