ترجمه "Preference" به فارسی
ارجحیت, برتری, رجحان بهترین ترجمه های "Preference" به فارسی هستند.
-
ارجحیت
his hosts naturally said, though they had not seen it, that they preferred London.
برای میزبانان لندن به قسطنطنیه ارجحیت داشت گرچه هرگز آنجا را ندیده بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Preference " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The selection of one thing or person over others. [..]
-
برتری
nounwas glad enough to have his daughter preferred at court.
او از اینکه دخترش به خدمت دربار درآید و بردیگران برتری یابد شادمان بود.
-
رجحان
nounHe blushed a great deal when the others chaffed him for his obvious preference.
هر وقت دیگران او را به خاطر این رجحان آشکار دست میانداختند، از شدت شرم رنگ برمیافروخت.
-
تقدم
nounneither could she feel any right of preference herself
در عین حال، برای خودش حق تقدم هم قایل نبود...
-
ترجمه های کمتر
- ترجیح
- خواست
- ممتاز
- ارجحیت
- تبعیض
- اولویت
- سلیقه
- پیشبود
- برگزیدگی
- جانبداری
- مزیت
- امتیاز
- دلخواه
- پسند
- فرق
- تفاوت گذاری
- حق تقدم
- چیز مورد ترجیح
عباراتی شبیه به "Preference" با ترجمه به فارسی
-
(بیشتر) پسند کردن · (در ارج گذاری یا دادن ترفیع و غیره) برتر دانستن · (در بازپرداخت وام یا دادن اعتبار) مقدم کردن · (در دادگاه حقوقی یااداری و غیره) اقامه کردن · (سهام) ممتاز کردن · ارجح دانستن · افزونیدن · انتخاب کردن · بیشتر خواستن · بیشتر دوست داشتن · ترجیح دادن · حق تقدم دادن · طرح کردن · مقدم شمردن · والاتر شمردن · پسنده کردن · پسندیدن · گزیدن
-
اولویت قلابی
-
مدل توقع – مدل ترجیح
-
انتخاب غذا · ترجيحات دامخوراكی · ترجيحات رژيمي · ترجيحات غذايی · ترجیحات تغذیهای · عقايد مربوط به غذا
-
ارجح · خواستنی تر · سزاوارتر · مرجح · مورد ترجیح · پسندتر
-
بطور بهتر · زودتر · یا مزیت یا ترجیح
-
از پیش · بیشتر دوست داشتن · ترجیح · ترفیع · فرازاندن · فرازش · مقام افتخاری · مقام یا رتبه (که شخص به آن رسیده است) · پسند کردن
-
سهام ممتاز با مشارکت کامل