ترجمه "preferable" به فارسی
مرجح, پسندتر, سزاوارتر بهترین ترجمه های "preferable" به فارسی هستند.
preferable
adjective
دستور زبان
Better than some other option; preferred. [..]
-
مرجح
adjectiveWhy is suffering later preferable to suffering now?
چرا رنج بعدی مرجح بر رنج الانه ؟
-
پسندتر
-
سزاوارتر
-
ترجمه های کمتر
- ارجح
- خواستنی تر
- مورد ترجیح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preferable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preferable" با ترجمه به فارسی
-
(بیشتر) پسند کردن · (در ارج گذاری یا دادن ترفیع و غیره) برتر دانستن · (در بازپرداخت وام یا دادن اعتبار) مقدم کردن · (در دادگاه حقوقی یااداری و غیره) اقامه کردن · (سهام) ممتاز کردن · ارجح دانستن · افزونیدن · انتخاب کردن · بیشتر خواستن · بیشتر دوست داشتن · ترجیح دادن · حق تقدم دادن · طرح کردن · مقدم شمردن · والاتر شمردن · پسنده کردن · پسندیدن · گزیدن
-
اولویت قلابی
-
مدل توقع – مدل ترجیح
-
انتخاب غذا · ترجيحات دامخوراكی · ترجيحات رژيمي · ترجيحات غذايی · ترجیحات تغذیهای · عقايد مربوط به غذا
-
بطور بهتر · زودتر · یا مزیت یا ترجیح
-
ارجحیت · امتیاز · اولویت · برتری · برگزیدگی · تبعیض · ترجیح · تفاوت گذاری · تقدم · جانبداری · حق تقدم · خواست · دلخواه · رجحان · سلیقه · فرق · مزیت · ممتاز · پسند · پیشبود · چیز مورد ترجیح
-
از پیش · بیشتر دوست داشتن · ترجیح · ترفیع · فرازاندن · فرازش · مقام افتخاری · مقام یا رتبه (که شخص به آن رسیده است) · پسند کردن
-
سهام ممتاز با مشارکت کامل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن