ترجمه "Presentation" به فارسی

ارائه, ارائه, عرضه بهترین ترجمه های "Presentation" به فارسی هستند.

Presentation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارائه

    noun

    Presentation with a page title and two text columns

    ارائه با یک عنوان صفحه و دو ستون متنName

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Presentation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

presentation noun دستور زبان

The act of presenting, or something presented [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارائه

    noun

    As a favor to you, I've chosen not to present all the pieces.

    به عنوان يه لطف در حق شما ، من نخواستم که همه بخش ها رو ارائه کنم.

  • عرضه

    And now I must present them to our predators.

    و حالا بايد اونها رو به رقباي ددمنش مون عرضه کنم.

  • تقدیم

    noun

    With a proud smile, he presented it to her.

    بالبخندی پر غرور، آینه را به او تقدیم کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • عرض
    • نمایش
    • معرفی
    • سخنرانی
    • برنامه
    • هدیه
    • اهدا
    • صورت
    • بازنمود
    • شناساندن
    • پیشکش
    • نطق
    • ذهنی
    • (بازرگانی) رجوع شود به presentment
    • (زایمان) طرز بیرون آمدن بچه
    • (فلسفه - روانشناسی) نما
    • درونه یافت
    • عمل هدیه دادن
    • نامزدی کشیش برای شغل کلیسایی
    • چیز اهدایی

تصاویر با "Presentation"

عباراتی شبیه به "Presentation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Presentation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه