ترجمه "Priority" به فارسی
اولویت, حق تقدم, تقدم بهترین ترجمه های "Priority" به فارسی هستند.
Priority
-
اولویت
nounSo I think this should absolutely be a priority.
پس من فکر می کنم که این باید در اولویت قرارگیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Priority " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
priority
noun
دستور زبان
Prior or antecedent in time, or preceding something else; as, priority application. [..]
-
حق تقدم
nounIn road traffic: right of a vehicle to pass in priority to another one.
Forget all that. There is priority; there is urgency.
همه رو فراموش کنین . ضرورت چیز دیگهای هست ، حق تقدم با چیز دیگریست.
-
تقدم
nounForget all that. There is priority; there is urgency.
همه رو فراموش کنین . ضرورت چیز دیگهای هست ، حق تقدم با چیز دیگریست.
-
برتری
noun
-
ترجمه های کمتر
- اولویت
- ارجحیت
- سزاواری
- ارجح
- سزیده
- سزیدگی
- پیشینگی
- تفوق
- پیشی
- مدقت قح
- هر چیز دارای اولویت یا سزاواری
- پیش آیندی
عباراتی شبیه به "Priority" با ترجمه به فارسی
-
اولویت مطلق در پرداخت طلبکاران در ورشکستگی یا تجدید سازمان
-
اولویت های پروژه
-
اولویت رقابتی · اولویت های رقابتی
-
کار کم اولویت؛ کار اولویت پایین
-
اولویت کار
-
صف اولویتدار
-
تقدم دیافراگم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن