ترجمه "Projection" به فارسی
فرافکنی, تعمیم، گسترش, پروژه بهترین ترجمه های "Projection" به فارسی هستند.
Projection
-
فرافکنی
Owen, it's called front screen projection!
اون ، به این میگن فرافکنی جلوی صفحه
-
تعمیم، گسترش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Projection " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
projection
noun
دستور زبان
Something which projects, protrudes, juts out, sticks out, or stands out. [..]
-
پروژه
nounI know someone who may be interested in your project.
کسی را می شناسم که ممکنه به پروژه شما علاقمند باشه.
-
طرح
nounCharlotte dear, I hope you will also take part in the project.
شارلوت عزيزم ، اميدوارم تو هم در اين طرح ، شرکت داشته باشي.
-
تصویر
nounbut whose projection would appear to move in normal time.
اما تصویر اون در زمان عادی حرکت میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- برجستگی
- برآمدگی
- نقشه
- برآورد
- تصویر تابشی
- افکنش
- فرتور
- پیشتابی
- افکندن
- اخراج
- پرتاب
- (روان شناسی) فرا افکنی
- (روش نشان دادن فیلم و غیره با پروژکتور) نمایش
- (نقشه ی جغرافیایی و غیره) روش ترسیم
- برون افکنی
- بیرون زدگی
- هر چیزی که بیرون زده است
- پیش آمدگی
- پیش افکنه
- پیش افکنی
- پیش بینی (از روی مدارک و آمار و غیره)
- پیش نمایی
تصاویر با "Projection"
عباراتی شبیه به "Projection" با ترجمه به فارسی
-
طرح تفصیلی
-
مدیریت پروژه مشارکتی
-
طرح تولیدی
-
تکوین برنامه ی پروژه
-
طرح پژوهشی
-
(نقشه های جغرافیایی) هم جور نمایی · نقشه ی هم جورنما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن