ترجمه "projectile" به فارسی
پرتابه, موشک, گلوله بهترین ترجمه های "projectile" به فارسی هستند.
projectile
adjective
noun
دستور زبان
an object intended to be or having been fired from a weapon. [..]
-
پرتابه
adjective nounany object thrown into space (empty or not) by the exertion of a force
-
موشک
nounIt looks like they've loaded this virus into some kind of projectile.
بنظر مياد اونا ويروس رو درون يه جور موشک بارگذاري کردن
-
گلوله
nounAll his plans of battle were arranged for projectiles.
نقشههای جنگیش همه برای افکندن گلوله توپ طرح شده بود.
-
ترجمه های کمتر
- پرتابی
- افراشتگر
- افکنشی
- اژدر
- پرانه
- پرتابشی
- گرهه
- مرمی
- (زیست شناسی - اندام شق شونده) شاخک
- راست شو
- وابسته به پیش افکنی
- ویژه ی پرتاب کردن به جلو
- گلوله (سلاح آتشین)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " projectile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Projectile
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Projectile" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Projectile در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "projectile" با ترجمه به فارسی
-
تفنگ
-
نوک تیز سنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن