ترجمه "Proportional" به فارسی

متناسب، به نسبت, متناسب, نسبی بهترین ترجمه های "Proportional" به فارسی هستند.

Proportional
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متناسب، به نسبت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Proportional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

proportional adjective noun دستور زبان

At a constant ratio (to). Two magnitudes (numbers) are said to be proportional if the second varies in a direct relation arithmetically to the first. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متناسب

    adjective

    Such are these immense risks proportioned to an infinite whichwe cannot comprehend.

    بدین گونهاند این تصادفات عظیم، متناسب بالانهایهیی که به چشم ما درنمیاید.

  • نسبی

    it is all a matter of proportion.

    این کار نسبی است.

  • برپار

  • ترجمه های کمتر

    • بساوند
    • همود
    • همگر
    • خویشاوند
    • (ریاضی) هم بهر
    • برمبنای نسبت

عباراتی شبیه به "Proportional" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به geometric progression
  • (جمع) ابعاد · (ریاضی) نسبت · اندازه (ها) · بخش · برپار کردن · برپاری · بساوندی · تناسب · تناسب (معماری) · حصه · سازوار کردن · سهم · سهمیه · قسمت · متناسب کردن · نسبت · هم بهری · همود کردن · همودی · همگر کردن · همگری
  • قانون نسبت های چندگانه
  • انتخابات نسبی · نمایندگی تناسبی · گزینش برپار
  • قراردادهای اتکایی غیرنسبی
  • رأیگیری موافقتی تناسبی
  • قراردادهای اتکایی نسبی
اضافه کردن

ترجمه های "Proportional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه