ترجمه "Pursue" به فارسی
تعقیب کردن, تعقیب کردن, دنبال کردن بهترین ترجمه های "Pursue" به فارسی هستند.
-
تعقیب کردن
Three of the servants of Sauron were upon the Bridge, but they withdrew and I pursued them westward.
سه نفر از خادمان سائورون روی پل بودند، نشستند و من آنها را به طرف غرب تعقیب کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pursue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(obsolete, transitive) To follow with harmful intent; to try to harm, to persecute, torment. [from 14th c.] [..]
-
تعقیب کردن
verbThree of the servants of Sauron were upon the Bridge, but they withdrew and I pursued them westward.
سه نفر از خادمان سائورون روی پل بودند، نشستند و من آنها را به طرف غرب تعقیب کردم.
-
دنبال کردن
verbThe soldiers began to search the houses round about, and to pursue the fugitives.
سربازان به جستجوی خانههای اطراف و به دنبال کردن فراریان پرداختند.
-
ادامه دادن
Adjectivepursue your own path in life
ادامه دادن مسير خودت تو زندگي
-
ترجمه های کمتر
- در پی چیزی بودن
- دنبال رفتن
- دنبال كردن
- دنبال کسی گذاشتن
- رد (کسی) رفتن
- رها نکردن
- ول نکردن
- پاپی شدن
- پیگرد کردن
- پیگیری کردن
تصاویر با "Pursue"
عباراتی شبیه به "Pursue" با ترجمه به فارسی
-
Three of the servants of Sauron were upon the Bridge, but they withdrew and I pursued them westward.سه نفر از خادمان سائورون روی پل بودند، عقب نشستند و آنها را به طرف غرب تعقیب کردم.