ترجمه "pursy" به فارسی
ثمین, نوکیسه, فربه بهترین ترجمه های "pursy" به فارسی هستند.
pursy
adjective
دستور زبان
fat and short-breathed [..]
-
ثمین
adjective -
نوکیسه
-
فربه
-
ترجمه های کمتر
- چاق
- (مثل دهانه ی کیسه ی ریسمان دار) چروکیده
- جمع شده
- دمیده شده
- دچار تنگی نفس (در اثر چاقی)
- مغرور به دارایی خود
- هم کشیده
- ورم کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pursy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pursy" با ترجمه به فارسی
-
تنگ نفسی · پف کردگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن