ترجمه "Recruit" به فارسی

کارمند یابی – استخدام کردن, استخدام کردن, گرفتن بهترین ترجمه های "Recruit" به فارسی هستند.

Recruit
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارمند یابی – استخدام کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Recruit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

recruit verb noun دستور زبان

A supply of anything wasted or exhausted; a reinforcement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخدام کردن

    verb

    One of four I recruited there before the revolution.

    يکي از چهار نفري که اونجا قبل از انقلاب استخدام کردم.

  • گرفتن

    verb

    But you had a crucial role in recruiting Javadi.

    تو نقش مهمي در به کار گرفتنِ جوادي داشتي.

  • آمادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • نوسرباز
    • گماشتن
    • (امریکا) ورزشکاران را به دانشگاه یا کلوپ ورزشی جلب کردن
    • (با گرفتن نفرات) تقویت کردن
    • (نادر) بازگرداندن (به سلامتی یا نیرو و غیره)
    • (نادر) دوباره پر کردن
    • احیا کردن
    • به خدمت در آوردن
    • به خدمت سربازی درآوردن
    • به کار گرفتن
    • به کارگماشتن
    • تجدید قوا کردن
    • ثبت نام کردن
    • جلب کردن
    • دوباره (آذوقه یا نفرات وغیره) رساندن
    • سرباز (یا ملوان و غیره) تازه کار
    • سرباز جدید
    • سرباز گرفتن
    • سربازگیری کردن
    • عضو جدید
    • نامنویسی کردن

عباراتی شبیه به "Recruit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Recruit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه