ترجمه "Recruitment" به فارسی
استخدام, جذب نیرو, استخدام بهترین ترجمه های "Recruitment" به فارسی هستند.
Recruitment
-
استخدام
Recruited by Inazagi in'54, right out of college.
در سال 54 درست بعد از دانشگاه توسط اینازاگی استخدام شد
-
جذب نیرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Recruitment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
recruitment
noun
دستور زبان
The process or art of finding candidates for a post in an organization, or of recruits for the armed forces [..]
-
استخدام
nounThat is how we recruit all of our assets.
ما تمام مهره هامون رو اينطوري استخدام ميکنيم.
-
استخدام تازه
-
تجدید نیرو
-
سرباز گیری
They ll be using her zeal to recruit - to justify the unjustifiable.
برای سرباز گیری استفاده میکنن تا چیزی که درست نیست. رو موجه نشون بدن
تصاویر با "Recruitment"
عباراتی شبیه به "Recruitment" با ترجمه به فارسی
-
نسبت استخدام؛ نسبت جذب
-
کارمند یابی – استخدام کردن
-
جذب نیروی انسانی
-
(امریکا) ورزشکاران را به دانشگاه یا کلوپ ورزشی جلب کردن · (با گرفتن نفرات) تقویت کردن · (نادر) بازگرداندن (به سلامتی یا نیرو و غیره) · (نادر) دوباره پر کردن · آمادن · احیا کردن · استخدام کردن · به خدمت در آوردن · به خدمت سربازی درآوردن · به کار گرفتن · به کارگماشتن · تجدید قوا کردن · ثبت نام کردن · جلب کردن · دوباره (آذوقه یا نفرات وغیره) رساندن · سرباز (یا ملوان و غیره) تازه کار · سرباز جدید · سرباز گرفتن · سربازگیری کردن · عضو جدید · نامنویسی کردن · نوسرباز · گرفتن · گماشتن
-
آگهی استخدام
-
طرحهای استخدامی
-
کارمندگیری؛ استخدام؛ دعوت به کار
-
روال جذب نیرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن