ترجمه "Reference" به فارسی

مرجعشناسی, مرجع, مرجع بهترین ترجمه های "Reference" به فارسی هستند.

Reference
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرجعشناسی

  • مرجع

    And they can make basically what's a reference atlas.

    ومیتوانند اساسا آنچه که یک اطلس مرجع نامیده میشود را بسازند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Reference " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

reference verb noun دستور زبان

A measurement one can compare to. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرجع

    Reference to something else. [..]

    And they can make basically what's a reference atlas.

    ومیتوانند اساسا آنچه که یک اطلس مرجع نامیده میشود را بسازند.

  • اشاره

    noun

    In the speech, he referred to the strength of the company.

    در صحبت اش، به قدرت شرکت اش اشاره کرد.

  • ارجاع

    This refers again Nostradamus to the galactic alignment.

    اين ارجاع دوباره نوسترداموس به نظم کهکشاني است.

  • ترجمه های کمتر

    • مراجع
    • مراجعه
    • رجوع
    • معرف
    • منبع
    • بازگشت
    • رجوعی
    • بازبرد
    • بازبردگی
    • بازگشتگاه
    • برگشتگاه
    • سپاسگزاری
    • تفکیک
    • سرچشمه
    • تذکر
    • تصدیق
    • برگشت
    • (در نامه ی اداری و غیره) عطف
    • (کتاب و غیره را) دارای پس گشت کردن
    • بازگشت نامه دار کردن
    • توصیه نامه
    • توصیه کننده
    • سفارش کننده
    • شماره ی عطف
    • عطفی 1
    • علامت اشاره (reference mark هم می گویند)
    • مرجع دادن
    • معرفی نامه
    • معنی و مفهوم
    • نامه ی سفارشی
    • پس گشت
    • پس گشت نامه دار کردن 0
    • پس گشتن
    • پس گشتگاه
    • پس گشتگی
    • پس گشتی

عباراتی شبیه به "Reference" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Reference" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه