ترجمه "referee" به فارسی

داور, حکم, (انگلیس - خبره ای که تعیین می کند آیا کتاب یا مقاله ارزش چاپ را دارد یا نه) متن آما بهترین ترجمه های "referee" به فارسی هستند.

referee verb noun دستور زبان

(sports) An umpire or judge; the official who makes sure the rules are followed during a game [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داور

    noun

    person of authority, in a variety of sports, who is responsible for presiding over the game from a neutral point of view

    There goes the referee's whistle and the match begins.

    داور سوت ميزنه و اونا مسابقه رو شروع ميکنن!

  • حکم

    noun
  • (انگلیس - خبره ای که تعیین می کند آیا کتاب یا مقاله ارزش چاپ را دارد یا نه) متن آما

  • ترجمه های کمتر

    • (انگلیس - هنگام استخدام) معرف
    • (ورزش) داور
    • توصیه کننده
    • حکم شدن
    • داور مسابقات
    • داوری کردن
    • منقد ادبی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " referee " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "referee"

عباراتی شبیه به "referee" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "referee" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه