ترجمه "refer" به فارسی

اشاره کردن, مراجعه کردن, فرستادن بهترین ترجمه های "refer" به فارسی هستند.

refer verb دستور زبان

(transitive) To direct the attention of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشاره کردن

    verb

    In the speech, he referred to the strength of the company.

    در صحبت اش، به قدرت شرکت اش اشاره کرد.

  • مراجعه کردن

    verb

    he had indeed attempted, and at first he used to go to the library and make extracts and look up references for his book.

    تلاشی در این خصوص کرده ، به کتابخانه رفته و به ماخذ مورد نیاز مراجعه کرده بود.

  • فرستادن

    Verb verb
  • ترجمه های کمتر

    • وابستن
    • (از چیزی) ناشی دانستن
    • ارجاع دادن
    • ارجاع کردن
    • بازگشت دادن
    • رجوع کردن
    • مراجعه کردن (به)
    • مربوط بودن یا کردن
    • نام بردن
    • نگاه کردن
    • وابسته بودن
    • وابسته کردن
    • پس گشت دادن
    • پس گشت کردن
    • پس گشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " refer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Refer
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارجاع دادن

  • اطلاق شده

    In time, the word came to refer to anyone who was simply putting on an act in order to deceive others.

    با گذشت زمان این لغت به افرادی اطلاق شد که برای فریفتن دیگران دست به تظاهر و بازیگری میزدند.

عباراتی شبیه به "refer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "refer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه