ترجمه "Release" به فارسی

ترخیص, رها کردن, رهایی بهترین ترجمه های "Release" به فارسی هستند.

Release
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترخیص

    We're waiting for the nurse to come back with his release papers.

    منتظر پرستار هستیم تا با برگه های ترخیص برگرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Release " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

release verb noun دستور زبان

(software) The distribution of an initial or new and upgraded version of a computer software product; the distribution can be both public or private. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رها کردن

    verb

    to let go (of)

    She struggled to sit up, but I was not ready to release her.

    برای ایستادن تقلا میکرد، ولی من هنوز برای رها کردن او آمادگی نداشتم.

  • رهایی

    noun

    It's like a release of everything that was unraveling in me.

    این مثل رهایی همه ریشههای درونی من بود.

  • خلاصی

    noun

    to demand of the queen, in your name, our Broussel's release.

    و خلاصی برو سل را از ملکه تحصیل نماید...

  • ترجمه های کمتر

    • آزاد کردن
    • شل کردن
    • رها
    • آزادی
    • پخش
    • لغو
    • رهانیدن
    • تسکین
    • فسخ
    • بخشودگی
    • مفاصا
    • چتایی
    • بخشودن
    • گشادن
    • آغازگر
    • معافیت
    • واگذاری
    • تخلیه
    • کوچ
    • صرفنظر
    • خروج
    • درآوردن
    • ( از درد و غم و غیره) رهانیدن 5 - (حقوق) صرفنظرکردن
    • ( کتاب و فیلم و غیره ) تازه منتشر شده
    • (از مالیات یا مسئولیت یا مجازات و غیره) معاف کردن
    • (حقوق) سند واگذاری
    • (حقوق) صرفنظرسازی
    • (درد و غیره) فرونشانی
    • (مکانیک) بازکن
    • (کتاب و فیلم و غیره) انتشار
    • آزاد سازی
    • انصراف 5
    • بیرون دادن
    • بیرون ریزی
    • تازه 4
    • ترشح کردن
    • خلاص 2
    • در کردن
    • راه انداز
    • رها نامه 0
    • رها کردگی
    • سند آزادی
    • سند انصراف
    • عرضه 3
    • عرضه کردن
    • مرخص سازی
    • مطلب مطبوعاتی
    • منتشر کردن
    • نوبت بازی
    • واگذار کردن
    • ول دادن
    • ول سازی
    • ول کردن
    • ول کردگی
    • پخش کردن
    • چشم پوشی
    • گشادگی 1

تصاویر با "Release"

عباراتی شبیه به "Release" با ترجمه به فارسی

  • كودهاي شيميايي آهستهرهايش · كودهاي شيميايي با رهايش كنترلشده · كودهاي شيميايي تاخيرياثر · كودهاي شيميايي طولانياثر · کودهای کندرها
  • هورمونهاي آزادكننده هيپوتالاموسي · هورمونهای آزادکننده
  • (معمولا توسط دولت یا موسسات بزرگ) اعلام خبری · آگهداد · اطلاعیه
  • (به ویژه در معلمی) وقت آزاد (که به جای تدریس صرف کارهای آموزشی دیگر می شود) (release time هم می نویسند)
  • رهايش آهسته · رهايش پيوسته · رهایش کنترلشده
  • رهايش آهسته · رهايش پيوسته · رهایش کنترلشده
  • كودهاي شيميايي آهستهرهايش · كودهاي شيميايي با رهايش كنترلشده · كودهاي شيميايي تاخيرياثر · كودهاي شيميايي طولانياثر · کودهای کندرها
  • چرخه ارائه نرمافزار
اضافه کردن

ترجمه های "Release" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه