ترجمه "relegating" به فارسی
نمایندگی, هیئت نمایندگی, هیات نمایندگان بهترین ترجمه های "relegating" به فارسی هستند.
relegating
verb
noun
Present participle of relegate. [..]
-
نمایندگی
noun -
هیئت نمایندگی
noun -
هیات نمایندگان
noun -
وکالت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relegating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "relegating" با ترجمه به فارسی
-
انتقال · بجای بدتر · بر گماری بکار پست تر · تبعید · دور سازی · نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت
-
(به بوته ی فراموشی و غیره) افکندن · بستن · تبعید کردن · تنزل ( رتبه و غیره) دادن · دور انداختن · سپردن · فروداندن · محول کردن · وابسته دانستن · واگذار کردن
-
انتقال · بجای بدتر · بر گماری بکار پست تر · تبعید · دور سازی · نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن