ترجمه "Relevance" به فارسی
اعتماد, رابطه, ارتباط بهترین ترجمه های "Relevance" به فارسی هستند.
Relevance
-
اعتماد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Relevance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
relevance
noun
دستور زبان
The property or state of being relevant or pertinent. [..]
-
رابطه
nounAgain, small to large is relevant here.
پس اینجا، رابطه ی کوچک به بزرگ وجود دارد.
-
ارتباط
nounSome challenge the relevance of religion in modern life.
برخی ارتباط دین درزندگی مدرن را چالش میکنند.
-
ربط
Didn't know if it was relevant, it's starting to look like it might be.
نميدونستم ربطي به ماجرا داره يا نه. ولي به نظر ميرسه که داره.
-
وابستگی
عباراتی شبیه به "Relevance" با ترجمه به فارسی
-
مربوط بودن تصمیم
-
ارتباط · رابطه · ربط · مناسبت · وابستگی
-
(رقص باله) روی پنجه ی پا بلند شدن · نوک پا رفتن
-
معیاری است در موتورهای جستجو برای تعیین میزان ارتباط صفحات به عبارت جستجو شده.
-
مربوط · مطرح · وابسته · وارد
-
مربوط · مطرح · وابسته · وارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن