ترجمه "reliability" به فارسی

اعتبار, قابلیت اطمینان, قابلیت اعتماد بهترین ترجمه های "reliability" به فارسی هستند.

reliability noun دستور زبان

The quality of being reliable, dependable, or trustworthy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعتبار

    noun

    Would the passage of time render those writings truthful and reliable?

    آیا گذشت زمان به این نوشتهها صحّت و اعتبار میبخشد؟

  • قابلیت اطمینان

    noun

    Matching the reliability, base load is actually irrelevant.

    متناسب با قابلیت اطمینان، بار اولیه در حقیقت بی ربط است.

  • قابلیت اعتماد

    The likelihood of a computer system or device continuing to function over a given period of time and under specified conditions.

    as a businessman with a high reputation for reliability in the business of military and police hardware.

    به عنوان مردی که در امور معاملات اسلحه نظامی و پلیس، تاجری است که در قابلیت اعتماد معروف است،

  • ترجمه های کمتر

    • پایایی
    • موقعیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reliability " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Reliability
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پایایی

  • قابلیت اعتماد

    as a businessman with a high reputation for reliability in the business of military and police hardware.

    به عنوان مردی که در امور معاملات اسلحه نظامی و پلیس، تاجری است که در قابلیت اعتماد معروف است،

عباراتی شبیه به "reliability" با ترجمه به فارسی

  • نظریه قابلیت اطمینان
  • خطای انسانی
  • بطور قابل اعتماد
  • اتکاپذیر · استام پذیر (رجوع شود به rely) · استوان پذیر · اوستام پذیر · قابل اطمینان · قابل اعتبار · معتبر · معتمد · موثق
  • استواری · اعتبار · قابلیت اطمینان · قابلیت اعتماد · موثقیت
  • عمر مفيد · عملكرد تجهيزات · پايايي تجهيزات · کارایی تجهیزات
  • قابل اعتماد
  • مهندسی قابلیت اطمینان
اضافه کردن

ترجمه های "reliability" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه