ترجمه "Reliable" به فارسی
قابل اعتماد, معتمد, قابل اطمینان بهترین ترجمه های "Reliable" به فارسی هستند.
-
قابل اعتماد
I am grateful for a reliable partner in our business.
خيلي ممنونم از اينکه يک شريک شغلي قابل اعتماد داريم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Reliable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suitable or fit to be relied on; worthy of dependence or reliance; trustworthy [..]
-
معتمد
adjectiveHowever, he left behind a reputation of being a reliable, hardworking elder and loving husband and father.
ولی او را همچون شخصی معتمد، پیری سختکوش در جماعت و همسر و پدری مهربان به یاد میآورند.
-
قابل اطمینان
adjectiveYou can make it reliable, as I showed with that diagram.
می توان آن را قابل اطمینان کرد، همانطور که در نمودار نشان دادم.
-
معتبر
adjectiveBut that seemed unimportant in comparison to the promise of reliable transportation.
ولی این در مقابل قول معتبر حمل و نقل مهم نبود بغلش کردم.
-
ترجمه های کمتر
- موثق
- اتکاپذیر
- استام پذیر (رجوع شود به rely)
- استوان پذیر
- اوستام پذیر
- قابل اعتبار
تصاویر با "Reliable"
عباراتی شبیه به "Reliable" با ترجمه به فارسی
-
اعتبار · قابلیت اطمینان · قابلیت اعتماد · موقعیت · پایایی
-
نظریه قابلیت اطمینان
-
خطای انسانی
-
بطور قابل اعتماد
-
استواری · اعتبار · قابلیت اطمینان · قابلیت اعتماد · موثقیت
-
عمر مفيد · عملكرد تجهيزات · پايايي تجهيزات · کارایی تجهیزات
-
مهندسی قابلیت اطمینان
-
قابلیت اعتماد · پایایی