ترجمه "relic" به فارسی

اثر, یادگار, عتیقه بهترین ترجمه های "relic" به فارسی هستند.

relic noun دستور زبان

That which remains; that which is left after loss or decay; a remaining portion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثر

    noun

    That's because they'll do anything for their own relics.

    واسه همينه که براي آثار باستاني شون هرکاري مي کنن.

  • یادگار

    It contained the few personal relics which she could not bring herself to destroy.

    در کشو، چند یادگار خصوصی وجود داشت که برای از بین بردنشان نمیتوانست تصمیم بگیرد.

  • عتیقه

    noun

    to update an old paradigm, reinvigorate an old relic,

    یک نگرش قدیمی رو آپدیت کنیم، یک عتیقه رو احیا کنیم،

  • ترجمه های کمتر

    • باستانی
    • خاطره
    • سوغات
    • (به ویژه کلیساهای کاتولیک و ارتدکس) استخوان یا اشیا وابسته به مقدسین
    • (جمع) بقایا
    • (رسم یا شی) باقی مانده از گذشته (به طور کامل یا ناقص )
    • (قدیمی) جسد
    • بازمانده
    • برجا مانده
    • تکه پاره ها 3 - رجوع شود به rellict
    • خرابه ها
    • ره اورد
    • پس مانده
    • یادگار مقدس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " relic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Relic
+ اضافه کردن

"Relic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Relic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "relic"

اضافه کردن

ترجمه های "relic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه