ترجمه "relict" به فارسی

باقیمانده, (جانور یا گیاه - زمین شناسی) بازمانده از دوران های کهن, (قدیمی) بیوه بهترین ترجمه های "relict" به فارسی هستند.

relict adjective noun دستور زبان

(archaic) The surviving member of a married couple after one or the other has died; a widow or widower [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باقیمانده

    noun
  • (جانور یا گیاه - زمین شناسی) بازمانده از دوران های کهن

  • (قدیمی) بیوه

  • ترجمه های کمتر

    • بازمانده
    • باقی مانده
    • برجا مانده
    • بیوه شده
    • یگانه گونه ی نوع خود (درناحیه ی خاص)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " relict " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Relict
+ اضافه کردن

"Relict" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Relict در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "relict" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه