ترجمه "Repletion" به فارسی
پرخوری, اشباع, سیری بهترین ترجمه های "Repletion" به فارسی هستند.
repletion
noun
دستور زبان
The condition of being replete [..]
-
پرخوری
which are that a good meal produces a sense of repletion, contentment, euphoria, and a lowering of moral resistance.
که عبارتند از اینکه یک غذای خوب، احساس پرخوری، لذت و رضایت را ایجاد نموده و مقاومت اخلاقی را پائین میآورد.
-
اشباع
nounwhich must be taken to indicate that the space is filled to repletion.
که کنایهای بر این است که نمیتوان این جای خالی را تا حد اشباع پرکرد.
-
سیری
-
ترجمه های کمتر
- آکندگی
- سورچرانی
- اقناع
- پری
- اشباع (از خوراک و نوشیدنی)
- بی نیازی
- تکمیل بودن
- پر خون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Repletion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Repletion" با ترجمه به فارسی
-
آکنده · اشباع شدن · اقناع شدن · رجوع شود به honey pot · سیر سیر · شکم پر · لبالب · مملو · پر · چاق و چله · کاملا سیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن